|
سعدی آموزگار اخلاق |
سلسله نشست های مثنوی خوانی شنبه ها از 17 الی 19 فرهنگسرای خانواده |
|
|
|
مهریه اش یک سکه ماه
من ماندم و ارثیه مادربزرگم / مادربزرگی که جهازش / یک جفت کوه سنگلاخی / یک پارچه نیزارهای دور / یک دست / دشت بیکران بود / مهریه اش یک سکه ماه / چندین قواره آسمان بود / دور و برش /
فرسنگ فرسنگ / اما برای او / حتی تمام این جهان، تنگ / بیزار از زندان خاک و / قفل این سنگ
ادامه مطلب
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||
